تبلیغات
من و می می جون - به یاری ما خواهند آمد، آرام، خاموش، نادیده و شگفت!

من و می می جون
تنها شبی هفت ساله خوابیدم و بامدادان هزارساله برخاستم
به یاری ما خواهند آمد، آرام، خاموش، نادیده و شگفت!
ن : من و می می جون ت : چهارشنبه 2 فروردین 1391 ز : 05:54 ب.ظ | +

از فالِ هرچه حروف

هرچه صورت

هرچه سین!

بزرگِ بی‌گونه، بی‌تا

تا، تولدِ رویا:

- تو به زودی راهیِ سفر خواهی شد

تو باردارِ عطرِ خداوندی

تو به آنِ او

تو می‌رسی به او ...!

 

 

فرمان شگفتم دادند همین اصوات، همین اشیاء، همین حروف

فرمانِ شگفت از این هرچه هست

بامدادان

برخاستن من

رفتن یکی،‌ آمدنِ دیگری شاید!

 

 

حضرتِ خوب من، خوبا

شامل، گُل، امیره، انار!

می‌بوسمت پس از برخاستن

و خداوند ما به یاری ما خواهد آمد.

منِ نابلدِ از دوش آمده حالا

رسولِ رویانویسِ امروزم.

 

 

تعجبی ندارد،

مرغی از آسمان خواهد گذشت

هوا ... بوی باد و زیتون و "ری‌را" را خواهد گرفت!

 

 

خوبِ عزیزِ من!

حالم خوب است

به گفتار آمده‌ام، این راه تازه‌ی رو به نور از من است

و من دوستت می‌دارم سپیده‌دم

ای ... حروف ساده‌ی اَی!

ندای ماه! منِ ستم‌کشیده‌ی غمگین!

منِ از رو نرفته‌ی پایدار!

خدا کند امروز

خشنودی ببارد!

همان کلماتِ قدیمی خودم ببارند:

ستاره

دریا

خواب

تبسم و باران!

چقدر بعضی چیزها خوبند

همین رو به روی خودمان

در همین خانه، همین کوچه ... همین‌جا!

نامیدنِ آهسته‌ی خودت در شب، در کوچه،

بعد ... ماه باشد، خواستنِ کَیفِ هوا،

برهنگی، باران، آفریدن، باشد که ... ها!

و تو که نورِ دلم بودی.

 

سید علی صالحی



برچسب ها : از فالِ هرچه حروف هرچه صورت هرچه سین! بزرگِ بی‌گونه-بی‌تا تا-تولدِ رویا: - تو به زودی راهیِ سفر خواهی شد تو باردارِ عطرِ خداوندی تو به آنِ او تو می‌رسی به او ...! فرمان شگفتم دادند همین اصوات-همین اشیاء-همین حروف فرمانِ شگفت از این هرچه هست بامدادان برخاستن من رفتن یکی-‌ آمدنِ دیگری شاید! حضرتِ خوب من-خوبا شامل-گُل-امیره-انار! می‌بوسمت پس از برخاستن و خداوند ما به یاری ما خواهد آمد. منِ نابلدِ از دوش آمده حالا رسولِ رویانویسِ امروزم. تعجبی ندارد-مرغی از آسمان خواهد گذشت هوا ... بوی باد و زیتون و "ری‌را" را خواهد گرفت! خوبِ عزیزِ من! حالم خوب است به گفتار آمده‌ام-این راه تازه‌ی رو به نور از من است و من دوستت می‌دارم سپیده‌دم ای ... حروف ساده‌ی اَی! ندای ماه! منِ ستم‌کشیده‌ی غمگین! منِ از رو نرفته‌ی پایدار! خدا کند امروز خشنودی ببارد! همان کلماتِ قدیمی خودم ببارند: ستاره دریا خواب تبسم و باران! چقدر بعضی چیزها خوبند همین رو به روی خودمان در همین خانه-همین کوچه ... همین‌جا! نامیدنِ آهسته‌ی خودت در شب-در کوچه-بعد ... ماه باشد-خواستنِ کَیفِ هوا-برهنگی-باران-آفریدن-باشد که ... ها! و تو که نورِ دلم بودی. سید علی صالحی-سید علی صالحی-به یاری ما خواهند آمد-آرام-خاموش-نادیده و شگفت!-
.:: به یاری ما خواهند آمد، آرام، خاموش، نادیده و شگفت! () ::.


 
 

Powered By mihanblog.com Copyright © by http://manomimi.mihanblog.com
This Template  By Theme-Designer.Com